فیلم‌های پیشنهادی
Films Offer
سریال‌های پیشنهادی
Series Offer
محبوب‌ترین‌ها
Most Popular
ریلیزهای اختصاصی
Exclusive release
دوبله اختصاصی
Exclusive dub
جستجوی پیشرفته در فیلم و سریاله‌های وبسایت
سال انتشار: تا
نظرات
۱
بازدید
۱,۲۶۸
خلاصه داستان: داستان انیمیشن روح ، درباره جو گاردنر (جیمی فاکس)، معلم نوازندگی یک گروه موسیقی در دبیرستان است. جو که همیشه سودای اجرای موسیقی جاز بر صحنه را در سر می پرورانده، با تحت تاثیر قرار دادن دیگر موسیقی دانان جاز ، در یک تمرین آزاد در Half Note club, این فرصت نصیبش می شود و خود را برای دست یافتن به آرزوهایش آماده می کند. اما در ادامه حادثه ای باعث می شود که روح گاردنر از بدنش جدا شود و به سمینار "You" منتقل شود. مرکزی که در آن روح ها رشد می کنند و قبل از انتقال به کالبد نوزادان تازه متولد شده، شور و اشتیاق برای زندگی پیدا می کنند! گاردنر برای بازگشت به زمین باید بر روی 22(نام یکی از روح های سمینار You)کار کند. غافل از اینکه 22(تینا فی)، پس از سالها ماندن در آن جا ، دیدش نسبت به زندگی عوض شده و درکی از مفاهیم زندگی ندارد! این درحالی است که جو تنها راه نجات خود را تحول 22 میداند...
نظرات
۱
بازدید
۱,۱۳۱
خلاصه داستان: دیوید میلز (برد پیت)، که به تازگی انتقالی گرفته و ویلیام سامرست (مورگان فریمن)، که بزودی بازنشسته می‌شود هر دو کارآگاه‌های جنایی هستند که عمیقاً درگیر پرونده یک قاتل سریالی دگرآزار می‌شوند. قاتلی که قتل‌های خود را به دقت بر طبق هفت گناه کبیره طرح‌ریزی کرده‌است: شکم‌پرستی، طمع، تنبلی، خشم، غرور، شهوت و حسادت. این فیلم در روز ۲۲ سپتامبر سال ۱۹۹۵ در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. فیلم هفت با فروش ۳۲۷ میلیون دلاری خود در گیشه‌های بین‌المللی به موفقیت تجاری دست یافت و نقدهای مثبتی دریافت کرد.
نظرات
۰
بازدید
۴۳۸
خلاصه داستان: اوسامو شیباتا (Osamu Shibata) و نوبویو (Nobuyo) در یک خانه کوچک به‌همراه پسری بچه‌ای بنام شوتا (shota)، آکی (Aki) و مادربزرگ آکی در کنار هم زندگی می‌کنند. اوسامو و نوبویو هر روز سخت تلاش می‌کنند اما پول چندانی به خانه نمی‌آورد، در نتیجه آنها برای پرکردن شکم خودشان چاره‌ای ندارند به‌غیر از اینکه به سرقت رو بیاورند. در همین حین زمانی که مشغول سرقت بودند دختری با نام جوری (Juri) را ملاقات می‌کنند که تک و تنها برای خودش نشسته بود و بازی می‌کرد، اوسامو تصمیم می‌گیرد این دختر را به خانه‌شان برده و شکمش را سیر کنند. در منزل متوجه می‌شوند که جوری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تمام بدنش کبود است. جوری آن شب را در خانه این خانواده می‌گذراند و از آنجایی که جایی برای زندگی نداشت به‌عضوی از خانواده آنها تبدیل می‌شود و این سرآغاز اتفاقات و مشکلات آنهاست…
نظرات
۰
بازدید
۳۶۲
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد دخترکی ده ساله به نام چیهیرو اوگینو است. او با والدینش آکیو و یوکو تازه به شهری جدیدی نقل مکان کرده‌اند و چیهیرو از این جابجایی ناراضی است. آن‌ها که با ماشین در حال حرکت هستند، راه خانه جدید را گم کرده و سر از تونلی در جنگل در می‌آورند. پس از پیاده شدن و گذر از این تونل به خاطر کنجکاوی، آن‌ها وارد مکانی سرسبز و آرام می‌شوند که در اصل گرمابه و استراحتگاه خدایان و ارواح دین ژاپنی شینتو است. پس از دیدن غذاهای آماده و خوشمزه، پدر و مادر چیهیرو سرگرم خوردن می‌شوند تا بعداً پول آن را بپردازند. ولی چیهیرو مخالف اینکارِ آنهاست که بدون اجازه گرفتن از صاحب رستوران از غذاها بخورند که پدرش به او میگوید بسیار گشنه است و بعد از بازگشت صاحب رستوران پول آنها را خواهد پرداخت، چیهیرو که از این ولع و گرسنگی پدر و مادرش به شدت عصبانی میشود میرود تا به اطراف سرکی بکشد که در آنجا متوجه ساختمانی بلند و بزرگ میشود که با پلی از قسمت دیگر آن شهر جداست که ناگهان با جوانی به نام هاکو روبرو می‌شود که به او اکیداً هشدار می‌دهد که تا هوا تاریک نشده محل را ترک کند.چیهیرو که به شدت میترسد به سمت پدر و مادرش میدود ولی وقتی میرسد میبیند که دیگر دیر شده و پدر و مادرش به خوک تبدیل شده اند با تاریک شدن هوا بدن چیهیرو نیز در حال محو شدن است.که در همین حین هاکو سر میرسد با قرصی معجزه‌آمیز او را نجات می‌دهد. پس از آن او به تنهایی و با کمک‌های هاکو مجبور به کار و زندگی در این محل می‌شود. تا راهی پیدا کندو پدر و مادرش رو نجات دهد.به کمک هاکو صاحب گرمابه(همان ساختمان بلند و بزرگ را که گرمابه و محل استراحت خدایان دین شینتو است)متقاعد میکند که به او کار بدهد صاحب گرمابه(یوبابا) که جادوگر بزرگی است با شرط عوض کردن نام چیهیرو به سِن قبول میکند که به او کار بدهد ، بالاخره سِن کار خود را به عنوان نظافتچی در گرمابه شروع میکند ولی او تنها فردی از کارکنان گرمابه خدایان است که به دنبال پول و مادیات نیست و در مدت اقامت و کارش در گرمابه خود را به عنوان فردی پر تلاش و درستکار نشان میدهد تاحدی که از یکی از بزرگترین خدایان دریاچه هدیه ای ارزشمند دریافت میکند و همین ویژگی او باعث جلب توجه یکی از اشباح سرگردان به او می‌شود.و او که بسیار مهربان و بزرگوارانه در قبال آن شبه برخورد میکند او را به گرمابه راه میدهد و این روح با او همراه می‌شود ولی دقیقاً صبح روز بعد تبدیل به هیولایی سیری ناپذیری میشود که گرمابه را بهم میریزد و چیهیرو بعد از نجات دادن هاکو از دست طلسمی خطرناک که زندگی او را تهدید میکند مجبور میشود که از گرمابه فرار کند و به خانه ی خواهر دوقلوی صاحب گرمابه که او هم جادوگر بزرگی است فرار کند و از کمک بخواهد در آنجا موفق میشود که نظر مثبت خواهر یوبابا را نیز به خود جلب کند و خواهر یوبابا به او یک کش هدیه میدهد که قدرتی اسرارآمیز دارد که سِن موهایش را با آن میبندد و همراه با چهره ی اژدهایی هاکو به گرمابه بازمیگردد و موفق میشود که طلسم یوبابا را بشکند و مجوز آزادی خود ، پدر و مادرش و هاکو را از یوبابا بگیرد ، دست آخر والدینش را به شکل انسان برمی‌گرداند.و ازهمان تونلی که وارد این جای اسرار آمیز شده اند با پدر و مادرش که اصلاً چیزی از اتفاقاتی که افتاده است یه یاد ندارند خارج شوند.پس از خروج این سه از تونل، نشستن برگ‌ها بر ماشین آن‌ها نشان از گذر زمان و درخشش کشِ سری که چیهیرو از خواهرِ یوبابا هدیه گرفته‌بود نشان می‌دهد که این تنها یک رؤیا نبوده است.
نظرات
۰
بازدید
۲۰۱
خلاصه داستان: در یک هتل متروکه در شهری بزرگ، یک زن که بعداً مشخص می‌شود نامش ترینیتی است، در تنگنای پلیس گیر افتاده‌است. با این‌حال، او با کمک توانایی‌های ابرقهرمانی خود، موفق به شکست آن‌ها و گریز از مهلکه می‌شود اما نیروی پلیس دست به تعقیب او می‌زند. علاوه‌بر نیروی پلیس، گروه دیگری از مأموران که دارای قابلیت‌های ابرقهرمانی خاصی هستند نیز به تعقیب او می‌پردازند. ترینیتی وارد کیوسک تلفن عمومی می‌شود و تلفنی که زنگ می‌خورد را برمی‌دارد. او تنها چند ثانیه قبل از این که کیوسک تلفن مورد اصابت کامیونی حامل مأموران قرار بگیرد، ناپدید می‌شود. برنامه‌نویس کامپیوتری به نام توماس اندرسون، با نام مستعار «نئو» در جامعه هکرها، احساس می‌کند یک مشکلی وجود دارد، چرا که در محیط آنلاین دائماً با عبارت ماتریکس روبرو می‌شود. ترینیتی با او تماس می‌گیرد و می‌گوید پاسخ سوالات او نزد مورفئوس است. گروهی از مأموران به‌همراه نیروی پلیس به رهبری مأمور اسمیت، به محل کار نئو می‌رسند و سراغ او را می‌گیرند. با این‌که مورفئوس تلاش می‌کند به‌نحوی نئو را با کمک تماس تلفنی هدایت کند تا به دست مأمورین نیفتد او دستگیر شده و تحت بازجویی برای کمک به پیدا کردن محل اختفای مورفئوس قرار می‌گیرد. آن‌ها از مورفئوس یه عنوان یک تروریست یاد می‌کنند. نئو آزاد می‌شود و بعداً مورفئوس را ملاقات می‌کند. او به نئو دو قرص نشان می‌دهد: قرمز برای پی‌بردن به حقیقت ماتریکس و آبی برای برگشتن به زندگی معمولی و روزمره همیشگی. پس از این‌که نئو قرص قرمز را می‌خورد، واقعیتی که با آن سروکار داشت درهم می‌شکند و زمانی که بیدار می‌شود، خود را در محفظه‌ای پر از مایعات می‌یابد، در محلی که تعداد بی‌شماری از این محفظه‌ها وجود دارد و همه آنها به صورت درهم‌تنیده‌ای با رشته کابل‌هایی به یک‌دیگر متصل هستند. در ادامه او توسط مورفئوس و افراد او پیدا شده و سوار سفینه‌ای به نام بخت نصر می‌شود. در حالی‌که نئو به‌خاطر یک عمر زندگی در حالتی بدون فعالیت و خوابیده در محفظه‌ای تنگ، نیاز به بازیابی توانایی فیزیکی خود است، مورفئوس واقعیت را برای او برملا می‌کند. در اوایل قرن بیست و یکم، نبردی میان انسان‌ها و ماشین‌های هوشمند رخ می‌دهد. زمانی که انسان‌ها دسترسی ماشین‌ها به انرژی خورشیدی را قطع می‌کنند، ماشین از انسان‌ها به عنوان منبعی از انرژی بیوالکتریک استفاده می‌کنند. آنها انسان‌ها به صورتی ناهوشیار در محیطی به نام ماتریکس نگه داشته و واقعیتی شبیه‌سازی شده را به صورت جمعی برای آن‌ها به نمایش گذاشتند. واقعیتی که نمایش دهنده جهان در انتهای قرن بیستم و قبل نبرد انسان‌ها و ماشین‌ها بود. ماشین‌ها تمام دنیا را فتح کرده‌اند و زایون آخرین شهر باقی مانده و پناهگاه انسان‌های آزاد است. مورفئوس و خدمه‌اش عضو جنبشی هستند که با هک کردن ماتریکس، اقدام به آزاد کردن انسان‌ها می‌کنند. مورفئوس به نئو هشدار می‌دهد که مردن در محیط ماتریکس، موجب مرگ بدن فیزیکی افراد نیز می‌شود و مأمورانی که او آنها را قبلاً ملاقات کرده در واقع برنامه‌های نگهبان بسیار قدرتمند کامپیوتری هستند که تمامی تهدیدات متوجه سیستم را حذف می‌کنند. ماشین‌ها به سنتینل‌ها که نوعی ربات‌های نگهبان هستند، دستور داده‌اند که جنبش انسان‌های آزاد در دنیای واقعی را نابود کنند. قرص قرمز و قرص آبی که مورفئوس انتخاب یکی از آنها را به نئو پیشنهاد می‌دهد. مورفئوس در محیط شبیه‌سازی شده نحوه مبارزه کردن در دنیای ماتریکس را به نئو آموزش می‌دهد، با این تصور که او همان شخص برگزیده موعود است، شخصی که انسان‌ها را از ماتریکس آزاد می‌کند و جنگ را به پایان می‌رساند. گروه مورفئوس و نفراتش برای ملاقات پیشگو، وارد ماتریکس می‌شوند، پیش‌گویی که ظهور شخص برگزیده را پیش‌بینی کرده است. او می‌گوید که نئو شخص برگزیده نیست هرچند استعداد برگزیده شدن دارد ولی انگار منتظر چیزی هست شاید منتظر زندگی بعدیش. سپس هشدار می‌دهد که او مجبور خواهد شد بین زندگی خود و مورفئوس، یکی را انتخاب کند. گروه در کمین مأموران و گروه ویژه پلیس قرار می‌گیرند و این ماجرا به خاطر لو دادن موقعیت گروه توسط سایفر رخ می‌دهد. سایفر یکی از اعضای خدمه است که از وضعیت ناراضی است و می‌خواهد به زندگی راحت خود در ماتریکس بازگردد. مورفئوس با در معرض خطر قرار دادن خود، به فرار بقیه گروه کمک می‌کند و درنتیجه دستگیر می‌شود. سایفر از ماتریکس خارج می‌شود و بقیه اعضای گروه را که هنوز در دنیای ماتریکس بودند، به قتل می‌رساند. قبل از این که بتواند نئو را بکشد، توسط تنک، یکی از خدمه که او را قبلاً زخمی کرده بود، کشته می‌شود. در ماتریکس مأموران مشغول بازجویی و شکنجه مورفئوس برای پی‌بردن به کد دسترسی به رایانه اصلی شهر زایون هستند. تنک پیشنهاد می‌کند که آنها مورفئوس را قبل از این‌که اعتراف کند، بکشند، اما نئو پیشنهاد می‌کند آنها به ماتریکس بازگردند و مورفئوس را نجات دهند. ترینیتی اصرار می‌کند که او را همراهی کند. در زمان نجات مورفئوس، نئو به قابلیت‌های خودش پی می‌برد و متوجه توانایی خود در مبارزه برابر و حتی شکست مأموران می‌شود. مورفئوس و ترینیتی موفق به خروج از ماتریکس می‌شوند، اما نئو در کمین مأموران گرفتار می‌شود و کشته می‌شود. درحالی که موقعیت سفینه نیز لو رفته و ربات‌های نگهبان مشغول حمله به آن هستند، ترینیتی در گوش نئو که حالا مرده‌است، نجوا می‌کند که او نمرده‌است. او عاشق نئو است و این موضوع را قبلاً پیش‌گو به او گفته‌است که ترینیتی تنها عاشق شخص برگزیده می‌شود. او نئو را می‌بوسد و نئو ناگهان در دنیای ماتریکس به‌هوش می‌آید. او با نیروی جدیدی که به‌دست آورده، مأمور اسمیت را شکست می‌دهد و درست در زمان مناسب از ماتریکس خارج می‌شود تا خدمه بتوانند از بمب الکترومغناطیس برای دفع ربات‌های نگهبان استفاده کنند. پیش گویی محقق شده و نئو در زندگی جدید، همان موعود برگزیده است.
نظرات
۰
بازدید
۲۵۱
خلاصه داستان: زندگی واقعی یکی از پدران بنیانگذار آمریکا و اولین وزیر خزانه داری، الكساندر همیلتون است که به طور مستقیم از تئاتر ریچارد راجرز در برادوی مستقیم از تئاتر ریچارد راجرز در برادوی فیلمبرداری شده است …
نظرات
۰
بازدید
۵۷۱
خلاصه داستان: داستان یک روزنامه‌نگار خبره به نام لوید ووگل را به تصویر می‌کشد که موافقت کرده است تا مصاحبه‌ای را برای مجله اسکوایر با شخصیت محبوب تلویزیونی به نام فرد راجرز انجام دهد ، اما دیدگاه لوید از زندگی بعد از رویارویی با راجرز تغییر می‌کند و…
نظرات
۰
بازدید
۱۶۰
سال تولید: 2020
زبان: انگلیسی
کارگردانان: Niki Caro
نویسندگان: Amanda Silver | Rick Jaffa
خلاصه داستان: داستان فیلم مولان 2020 درباره دختری جنگ‌جو است که در چین زندگی می‌کند. مولان 12 سال برای کشورش جنگید و افتخارات زیادی کسب کرد. براساس داستان زندگی مولان، ترانه‌ای اساطیری در چین ساخته شده است که جزئی از فرهنگ مردم آن به حساب می‌آید. مولان الهام‌بخش زنان زیادی در طول تاریخ بوده است. زمانی که ارتش هان (Huns) به چین حمله می‌کند، امپراطوری چین دستور می‌دهد تا از هر خانواده یک مرد برای مقابله با دشمن به جنگ فرستاده شود. در این بین مولان، بزرگ‌ترین دختر یک کهنه سرباز جنگ، تصمیم می‌گیرد تا به جای پدر پیرش به جنگ برود. او دختری است مصمم، با روحیه قوی و مستقل که با نام پدرش هوآ جون (Hua Jun) برای جنگ ثبت‌نام می‌کند. مولان حالا باید تمامی آزمایش‌های لازم برای اعزام به جنگ را با موفقیت پشت سر بگذارد، از قدرت های درونی خود بهره گیرد و پتانسیل واقعی خودش را پیدا کند.
نظرات
۰
بازدید
۲۵۶
خلاصه داستان: انیمیشن غارنشینان: عصر جدید The Croods 2: A New Age ماجرای زندگی کرودزها کمی پس از قسمت اول انیمیشن غارنشینان را روایت می‌کند؛ این خانواده به جستوجوی محل زندگی مناسب‌تری نسبت به گذشته می‌روند و سرانجام در میان درختان انبوه و رودخانه‌های جاری منزل دلخواهشان را پیدا می‌کنند؛ اما آن محل پیش از این توسط خانواده‌ی آدم‌های بهتر تصاحب شده است؛ خانواده‌ی آدم‌های بهتر انسان‌هایی مدرن‌تر و تکامل یافته‌تر در مقایسه با غارنشینان هستند و قصد ندارند خانه‌ی خود را با آن‌ها تقسیم کنند؛ ولی…
نظرات
۰
بازدید
۳۰۲
آخرین سریال‌های بروز شده
دسته‌بندی‌ها
ژانر کشور کانال سال امتیاز