پرستو گلستانی برای زردشت  اخوان ثالث و استاد شفیعی کدکنی 
و کلام بی تکرارش 
آن شاگرد خلف

ای مهربان تر از برگ در بوسه‌های باران
بيداری ستاره ، در چشم جويباران
آيينه ی نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت ؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوايت ، خاموشی جنونم
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز
کاين گونه فرصت از کف ، دادند بي شماران
گفتي : "به روزگاري مهری نشسته بر دل!" "بيرون نمی‌توان کرد، حتي به روزگاران"
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار ، بودند و نقش بستند
ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران
وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران
شفیعی کدکنی
#شفیعی_کدکنی
#شاگرد_خلف
#زردشت_اخوان_ثالث
#نشر_زمستان
#مهدی_اخوان_ثالث
#شعر_نو #این_زمان #کنون 
@zardoshtakhavansaless class=
برای زردشت اخوان ثالث و استاد شفیعی کدکنی و کلام بی تکرارش آن شاگرد خلف ای مهربان تر از برگ در بوسه‌های باران بيداری ستاره ، در چشم جويباران آيينه ی نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل لبخندِ گاه گاهت ؛ صبح ِ ستاره باران بازآ که در هوايت ، خاموشی جنونم فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز کاين گونه فرصت از کف ، دادند بي شماران گفتي : "به روزگاري مهری نشسته بر دل!" "بيرون نمی‌توان کرد، حتي به روزگاران" بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران پيش از من و تو بسيار ، بودند و نقش بستند ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران شفیعی کدکنی #شفیعی_کدکنی #شاگرد_خلف #زردشت_اخوان_ثالث #نشر_زمستان #مهدی_اخوان_ثالث #شعر_نو #این_زمان #کنون @zardoshtakhavansaless



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران