فریدون آسرایی سعدى اگر اين روزها زندگى ميكردو جهان امروز رو ميديد اينگونه مينوشت

بنی آدم ابزار یکدیگرند.
گهی پیچ و مهره،گهی واشرند.
یکی تازیانه ،یکی نیش مار.
یکی قفل زندان،یکی چوب دار.
یکی دیگران را، کند نردبان.
یکی میکشد بار نامردمان.
یکی اره ،تا نان مردم برد.
یکی تیغ، تا خون مردم خورد.
یکی چون قلم،خون دل میخورد.
یکی خنجر است و شکم می درد.
چو عضوی به درد آورد روزگار.
دگر عضوها،در پی كسب و كار.
خلاصه پر از نفرت و کین و آز.
یکی همچو کرکس،یکی چون گراز.
تو كز محنت ديگران بی غمی.
در اين عصر،نامت نهند آدمی
به اميد روزى كه انسانيت جاى خشم و نفرت رو بگيره و داعش و تفكرات داعشى جايى در دنياى امروز ما نداشته باشه و بخشندگى و مهربانى جاى اونو بگيره و پندار نيك ،گفتار نيك و كردار نيك سرلوحه  قرار بگيره class=
سعدى اگر اين روزها زندگى ميكردو جهان امروز رو ميديد اينگونه مينوشت بنی آدم ابزار یکدیگرند. گهی پیچ و مهره،گهی واشرند. یکی تازیانه ،یکی نیش مار. یکی قفل زندان،یکی چوب دار. یکی دیگران را، کند نردبان. یکی میکشد بار نامردمان. یکی اره ،تا نان مردم برد. یکی تیغ، تا خون مردم خورد. یکی چون قلم،خون دل میخورد. یکی خنجر است و شکم می درد. چو عضوی به درد آورد روزگار. دگر عضوها،در پی كسب و كار. خلاصه پر از نفرت و کین و آز. یکی همچو کرکس،یکی چون گراز. تو كز محنت ديگران بی غمی. در اين عصر،نامت نهند آدمی به اميد روزى كه انسانيت جاى خشم و نفرت رو بگيره و داعش و تفكرات داعشى جايى در دنياى امروز ما نداشته باشه و بخشندگى و مهربانى جاى اونو بگيره و پندار نيك ،گفتار نيك و كردار نيك سرلوحه قرار بگيره



ثبت دیدگاه شما