سحرولدبیگی عهد می بندم که  به هر جا که می روم و با هر کس که روبرو می شوم، هدیه ای به او دهم.  هدیه می تواند تحسین یا شاخه گلی یا دعایی باشد.  با هر که روبرو شوم، هدیه ای به او خواهم داد و به این طریق فرآیند به جریان انداختن عشق را آغاز خواهم کرد.  با سپاس همه هدایایی را که زندگی به من پیشکش می کند دریافت خواهم کرد. هدایای طبیعت را ، نورآفتاب و آواز پرندگان و بارانهای بهاری یا نخستین بارش برف زمستان را.  در برابر دریافت از دیگران نیز گشوده خواهم بود: 
خواه هدیه ای کوچک یا تحسین یا یک دعا.  عهد می بندم که با داد و ستد گرانقدرترین هدایای زندگی، موهبتهای توجه و محبت  و عشق را در جریان نگاه دارم.  هر بار که کسی را ببینم، خاموش برای او، خوشبختی و سلامتی و شادی و خوشدلی، آرزو خواهم کرد class=
عهد می بندم که به هر جا که می روم و با هر کس که روبرو می شوم، هدیه ای به او دهم. هدیه می تواند تحسین یا شاخه گلی یا دعایی باشد. با هر که روبرو شوم، هدیه ای به او خواهم داد و به این طریق فرآیند به جریان انداختن عشق را آغاز خواهم کرد. با سپاس همه هدایایی را که زندگی به من پیشکش می کند دریافت خواهم کرد. هدایای طبیعت را ، نورآفتاب و آواز پرندگان و بارانهای بهاری یا نخستین بارش برف زمستان را. در برابر دریافت از دیگران نیز گشوده خواهم بود: خواه هدیه ای کوچک یا تحسین یا یک دعا. عهد می بندم که با داد و ستد گرانقدرترین هدایای زندگی، موهبتهای توجه و محبت و عشق را در جریان نگاه دارم. هر بار که کسی را ببینم، خاموش برای او، خوشبختی و سلامتی و شادی و خوشدلی، آرزو خواهم کرد



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران