كورش سليمانى يادداشت دوست عزيز و هنرمندم جمال رحمتى (كاريكاتوريست) بر نمايش ما:

شاید بتوان کاریکاتور و نمایش کمدی را از یک ریشه دانست هر چند عنصرهای زمان، حرکت و صدا، نمایش کمدی را از دو گونه دیگر هنری متفاوت می سازد اما ریشه هر سه طنز است و نمود بیرونی مواجه با موقعیت طنزآمیز هم خنده است ...
در نمایش ناگهان پیت حلبی به کارگردانی کورش سلیمانی و نویسندگی امیرعلی نبویان که این روزها در سنگلج به روی صحنه رفته است با بهره گیری از شیوه ی "تلفیق زمان" به مساله گذار از سنت به مدرنیته می پردازد گذاری که انگار با اعوجاج اتفاق افتاده و بسیاری از ارزش ها و هنجارهای معمول گذشته را کمرنگ کرده است و ترکیبی طنزآمیز از روابط و مناسبات را پدید آورده است. 
نگاه نویسنده ی این نمایشنامه آمیخته به طنز است . 
در نمایش ناگهان پیت حلبی راوی از حسرت	 ها صحبت می کند از نام های آشنا و افتخارات تاریخ ادبیات آرش رستم و سهراب شروع می کند و به اسطوره های عشق، لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد و... می رسد. و بعد از آن هم ما را با میرزاتقی خان امیرکبیر همراه می سازد. او در شهر بزرگ و مدرن شده ی تهران. به دنبال کار است و این تضاد این امکان را می دهد تا تقابل سنت با ارزش های جدید حاکم بر اجتماع را ببینیم . ارزش هایی که مبتنی بر فضای غیر واقعی و مجازی است. 
دنیای ساختگی که جایگاه افراد بر اساس تعداد فالوورها سنجیده می شود و ارزش هر اثر با تعداد لایک. چیزی که به راحتی می توان جعل کرد. ارزش های فست فودی و زودگذر. دنیایی که امکان اظهار نظر و تاثیرگذاری به همه داده است. و صد البته چنین فضایی امکان جعل اطلاعات راهم فراهم می کند .
امیرکبیر به دنبال پیدا کردن کار مسیری را طی می کند و در این راه با شخصیت های متفاوتی برخورد می کند 
از نمایش ناگهان پیت حلبی که بگذریم . کورش سلیمانی از آن دسته بازیگرانی است که ریشه در تئاتر دارند و کار و بازیشان اصولی است. او در رفتارش هم وفادار به همان اصولی است که دغدغه ی متن این نمایش است برای همین به رسمی غیر معمول مانند میهمانی ها به احترام تماشاگرانی که وارد سالن می شدند کنار در ایستاده بود و می گفت : خوش آمدید. ( روزنامه ی اعتماد _ سه شنبه ٢٤ فروردین ) class=
يادداشت دوست عزيز و هنرمندم جمال رحمتى (كاريكاتوريست) بر نمايش ما: شاید بتوان کاریکاتور و نمایش کمدی را از یک ریشه دانست هر چند عنصرهای زمان، حرکت و صدا، نمایش کمدی را از دو گونه دیگر هنری متفاوت می سازد اما ریشه هر سه طنز است و نمود بیرونی مواجه با موقعیت طنزآمیز هم خنده است ... در نمایش ناگهان پیت حلبی به کارگردانی کورش سلیمانی و نویسندگی امیرعلی نبویان که این روزها در سنگلج به روی صحنه رفته است با بهره گیری از شیوه ی "تلفیق زمان" به مساله گذار از سنت به مدرنیته می پردازد گذاری که انگار با اعوجاج اتفاق افتاده و بسیاری از ارزش ها و هنجارهای معمول گذشته را کمرنگ کرده است و ترکیبی طنزآمیز از روابط و مناسبات را پدید آورده است. نگاه نویسنده ی این نمایشنامه آمیخته به طنز است . در نمایش ناگهان پیت حلبی راوی از حسرت ها صحبت می کند از نام های آشنا و افتخارات تاریخ ادبیات آرش رستم و سهراب شروع می کند و به اسطوره های عشق، لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد و... می رسد. و بعد از آن هم ما را با میرزاتقی خان امیرکبیر همراه می سازد. او در شهر بزرگ و مدرن شده ی تهران. به دنبال کار است و این تضاد این امکان را می دهد تا تقابل سنت با ارزش های جدید حاکم بر اجتماع را ببینیم . ارزش هایی که مبتنی بر فضای غیر واقعی و مجازی است. دنیای ساختگی که جایگاه افراد بر اساس تعداد فالوورها سنجیده می شود و ارزش هر اثر با تعداد لایک. چیزی که به راحتی می توان جعل کرد. ارزش های فست فودی و زودگذر. دنیایی که امکان اظهار نظر و تاثیرگذاری به همه داده است. و صد البته چنین فضایی امکان جعل اطلاعات راهم فراهم می کند . امیرکبیر به دنبال پیدا کردن کار مسیری را طی می کند و در این راه با شخصیت های متفاوتی برخورد می کند از نمایش ناگهان پیت حلبی که بگذریم . کورش سلیمانی از آن دسته بازیگرانی است که ریشه در تئاتر دارند و کار و بازیشان اصولی است. او در رفتارش هم وفادار به همان اصولی است که دغدغه ی متن این نمایش است برای همین به رسمی غیر معمول مانند میهمانی ها به احترام تماشاگرانی که وارد سالن می شدند کنار در ایستاده بود و می گفت : خوش آمدید. ( روزنامه ی اعتماد _ سه شنبه ٢٤ فروردین )



ثبت دیدگاه شما