علی اوجی نمى دونم چى بگم ضربان قلبم بشدت بالا مى ره وقتى اين دست بسته رو مى بينم 
مشغول تهيه قطعه موسيقى هستم براى آروم شدن دل خودم ، اين ترانه رو مهدى ايوبى عزيز به همين منظور 
سرودن 
صد و هفتاد و پنج مرغابی 
آسمون آسمون ازم دوری
ارتفاعو بسنج مرغابی
خواب دریاچه‌ها رو می‌بینن
صد و هفتاد و پنج مرغابی! 
صد و هفتاد و پنج مرغابی
که شنا می‌کنن تو خاک و خون
از جزیره به خونه برگردین
با شمااَم جماعت مجنون!
عمری با آسمون رفیق بودین
کی تونسته ببنده بالتونو؟
دسـت بسته دوباره می‌پرسم...
از خودم آخرین سوالتونو!
پر زدین و ارومیه خشکید
حمله‌ای که اسیر کوسه شده
پرچمایی که شهرو پوشونده
تابوتایی که غرق بوسه شده 
اون کسی که تو عمق اقیانوس
خواب مونده هنوز غواصه
کی می‌تونه بفهمه کی بودین؟
کی می‌تونه شما رو بشناسه! 
آسمونو گره زدین به زمین
وقتی که منتهی به چاله شدین
جوونای گذشته از مادر
بگین امروز چند ساله شدین؟
فاصله داری از زمین و زمان
ارتفاعو بسنج مرغابی
خاکو کندیم و معجزه رخ داد...
ما رسیدیم به گنج، مرغابی! class=
نمى دونم چى بگم ضربان قلبم بشدت بالا مى ره وقتى اين دست بسته رو مى بينم مشغول تهيه قطعه موسيقى هستم براى آروم شدن دل خودم ، اين ترانه رو مهدى ايوبى عزيز به همين منظور سرودن صد و هفتاد و پنج مرغابی آسمون آسمون ازم دوری ارتفاعو بسنج مرغابی خواب دریاچه‌ها رو می‌بینن صد و هفتاد و پنج مرغابی! صد و هفتاد و پنج مرغابی که شنا می‌کنن تو خاک و خون از جزیره به خونه برگردین با شمااَم جماعت مجنون! عمری با آسمون رفیق بودین کی تونسته ببنده بالتونو؟ دسـت بسته دوباره می‌پرسم... از خودم آخرین سوالتونو! پر زدین و ارومیه خشکید حمله‌ای که اسیر کوسه شده پرچمایی که شهرو پوشونده تابوتایی که غرق بوسه شده اون کسی که تو عمق اقیانوس خواب مونده هنوز غواصه کی می‌تونه بفهمه کی بودین؟ کی می‌تونه شما رو بشناسه! آسمونو گره زدین به زمین وقتی که منتهی به چاله شدین جوونای گذشته از مادر بگین امروز چند ساله شدین؟ فاصله داری از زمین و زمان ارتفاعو بسنج مرغابی خاکو کندیم و معجزه رخ داد... ما رسیدیم به گنج، مرغابی!



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران