امیر مهدی ژوله .
.
از حق الناس ميخوند وقتي اختلاس مد نبود!
.
.
شما يادتون نمياد.دي وي دي نبود،سي دي نبود.يه نوار كاست هاي بود كه هميشه بايد يه خودكار ميكردي لاش ميپيچوندي كه نوار جمع شده برگرده لاي قرقره .بعد اگه جلوي ماشين رو ميگرفتن نوار و كاست و خودكار با هم ميكردن توي جونت.
قباحت داشت.حريم شخصي مستراح بود و بس.اتاق خواب هم حساب كتاب داشت.موزيك گوش بدي؟تو ماشين؟؟
بعد گزينه جايگزين پيشنهادي براي صداي ممنوعه توي اين نوارهاي جمع شده چي بود؟سرود!
سرود يه چيزي بود كه توش ميتونست همه چي از وطن و گل و سبزه و در و ديوار توش  باشه جز عشق جز درد جز نقد.
سرودها غالبا به صورت پلي بك توسط سرود خواناني با دندانهاي زرد و نامرتب خوانده ميشد.در مناسبتهاي شاد مذهبي.به صورت سوسكي و زير پوستي...گذشت و گذشت تا اينكه يهو معلوم نشد طي چه اتفاقي چه سياستي چه معجزه اي سر و كله يه تعداد خواننده پيدا شد.كه صذاي سرود خوان نميدادن،سرود نميخوندن،دندون هاشون هم مرتب بود.حالا بگذريم كه يكي صداي داريوش ميداد،يكي صداي قميشي ميداد،يكي صداي معين ميداد ،يكي صداي يه چيز ديگه...مهم اين بود كه دوره سرود خواني به پايان رسيده بود و دوره هي جيگيلي جيگيلي خواني شروع نشده بود.
صداها صدا بود،شعرها شعر بود ،حرفها حرف.
القصه اين اقا كه ميبينيد يكي از همون چندتا بود كه نه به خاطر بدل ابي بودن و داريوش بودن و چه ميدونم حجي جون بودن كه براي فهمش از موسيقي و ترانه هاي اجتماعي سياسي و عاشقانه هايي عميق و پر نغز شهره شد.
حالا دوباره ما،دوباره عصاري كه هنوز متعهد مونده به شعر،به عشق ،به رنج،به اجراهايي در خور يك اجرا.
يا علي عليرضا خان عصار.بووس
@alirezaassar class=
. . از حق الناس ميخوند وقتي اختلاس مد نبود! . . شما يادتون نمياد.دي وي دي نبود،سي دي نبود.يه نوار كاست هاي بود كه هميشه بايد يه خودكار ميكردي لاش ميپيچوندي كه نوار جمع شده برگرده لاي قرقره .بعد اگه جلوي ماشين رو ميگرفتن نوار و كاست و خودكار با هم ميكردن توي جونت. قباحت داشت.حريم شخصي مستراح بود و بس.اتاق خواب هم حساب كتاب داشت.موزيك گوش بدي؟تو ماشين؟؟ بعد گزينه جايگزين پيشنهادي براي صداي ممنوعه توي اين نوارهاي جمع شده چي بود؟سرود! سرود يه چيزي بود كه توش ميتونست همه چي از وطن و گل و سبزه و در و ديوار توش باشه جز عشق جز درد جز نقد. سرودها غالبا به صورت پلي بك توسط سرود خواناني با دندانهاي زرد و نامرتب خوانده ميشد.در مناسبتهاي شاد مذهبي.به صورت سوسكي و زير پوستي...گذشت و گذشت تا اينكه يهو معلوم نشد طي چه اتفاقي چه سياستي چه معجزه اي سر و كله يه تعداد خواننده پيدا شد.كه صذاي سرود خوان نميدادن،سرود نميخوندن،دندون هاشون هم مرتب بود.حالا بگذريم كه يكي صداي داريوش ميداد،يكي صداي قميشي ميداد،يكي صداي معين ميداد ،يكي صداي يه چيز ديگه...مهم اين بود كه دوره سرود خواني به پايان رسيده بود و دوره هي جيگيلي جيگيلي خواني شروع نشده بود. صداها صدا بود،شعرها شعر بود ،حرفها حرف. القصه اين اقا كه ميبينيد يكي از همون چندتا بود كه نه به خاطر بدل ابي بودن و داريوش بودن و چه ميدونم حجي جون بودن كه براي فهمش از موسيقي و ترانه هاي اجتماعي سياسي و عاشقانه هايي عميق و پر نغز شهره شد. حالا دوباره ما،دوباره عصاري كه هنوز متعهد مونده به شعر،به عشق ،به رنج،به اجراهايي در خور يك اجرا. يا علي عليرضا خان عصار.بووس @alirezaassar



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران