پرستو صالحی خود را به دو نیم شَقه کردم، نیمی سیاه و سپید نیمی رنگین
و زانپس ایرانم را به گوش کِشیدم و به نیمه سیاه و سپیدِ صورتم تبعید کردم. چرا که نیمه رنگین صورتم حتی گوش نداشت، چه رسد به کشیدن بارِ ایران بر دوش ... و برای تماشای این شهر خاکستری، نگاهی خاکستری را برگزیدم ، تا شاید خنثی شوم و بگذرم از این قومِ هزار رنگ...و زبان را در دهانم غلاف کردم تا مبادا واژه هایم به غلط تعبیر شوند  اينجا ایران است ! هر واژه را جمله ای براي تفهیم لازم است (خودم). پي نوشت: تكراريه مي دونم 😉دستم خورد پاك هم شد يكبار😉ببخشيد class=
خود را به دو نیم شَقه کردم، نیمی سیاه و سپید نیمی رنگین و زانپس ایرانم را به گوش کِشیدم و به نیمه سیاه و سپیدِ صورتم تبعید کردم. چرا که نیمه رنگین صورتم حتی گوش نداشت، چه رسد به کشیدن بارِ ایران بر دوش ... و برای تماشای این شهر خاکستری، نگاهی خاکستری را برگزیدم ، تا شاید خنثی شوم و بگذرم از این قومِ هزار رنگ...و زبان را در دهانم غلاف کردم تا مبادا واژه هایم به غلط تعبیر شوند اينجا ایران است ! هر واژه را جمله ای براي تفهیم لازم است (خودم). پي نوشت: تكراريه مي دونم 😉دستم خورد پاك هم شد يكبار😉ببخشيد



ثبت دیدگاه شما