ساره بیات .
خواب دیدم برگشته ای،
با موهای بلند،
مغموم تر از همیشه.
دستم را گرفتی باران می آمد،
من اشک می ریختم،
سکوت می کردیم،
شانه هایت می لرزید سرد بود هوا،
می ترسیدیم،
نگاه از هم می دزدیدیم،
سرم را چرخاندم
کبوتر دانه میخواست،
برگشتم
رفته بودی.
بیدار شدم برایت چای ریختم،
اواخرِ بهمن، اوایلِ اسفند
شده بودی.
.
عکس: مجید جوانی 🙏
.
#ساره_بیات 
#sareh_bayat #sarehbayat class=
. خواب دیدم برگشته ای، با موهای بلند، مغموم تر از همیشه. دستم را گرفتی باران می آمد، من اشک می ریختم، سکوت می کردیم، شانه هایت می لرزید سرد بود هوا، می ترسیدیم، نگاه از هم می دزدیدیم، سرم را چرخاندم کبوتر دانه میخواست، برگشتم رفته بودی. بیدار شدم برایت چای ریختم، اواخرِ بهمن، اوایلِ اسفند شده بودی. . عکس: مجید جوانی 🙏 . #ساره_بیات #sareh_bayat #sarehbayat



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران