کورش سلیمانی 🌿
كاش عصبانى نمى بوديم ... در دو شب گذشته حضورِ دو شخصيتِ صاحب نامِ هنرمند و ورزشكار را در دو تريبون مهم و پرمخاطب شاهد بوديم كه بدون در نظر گرفتن اينكه اساسا تا چه حد انتقادات ايشان وارد و برحق بوده يا نبوده _  چراكه اشرافِ كامل به موضوع ندارم و درباره ى حرف هاى ايشان و نيز قصد و نيات شان از طرح مسئله كه حتما متفاوت بوده نمى توانم اظهار نظر كنم _ مى خواهم به نكته اى مشترك درباره ى هر دو عزيز اشاره كنم و آن هم "عصبانيتِ" آشكار و پنهان آنها در هنگام ارايه ى نظرات شان بود. "عصبانيت" موضوعى ست كه جامعه ى ما از آن بسيار رنج برده و مى برد، ريشه ى بسيارى از معضلات است و هر روزه مى شنويم كه در سطح جامعه موجبِ رخ دادن فجايعى غيرقابل جبران مى شود. اى كاش بزرگان _ سلبريتى هاىِ _ ما با رفتار و منش خود كه با وجود فضاى مجازى در زير ذره بينِ مردم به دقت ديده مى شود، الگويى براى صفتِ انسانىِ "كنترلِ خشم" باشند و نه كسانى در راه تاييد اين نگرش كه " تو اين روزگار فقط با عصبانيت و داد و بيداد مى تونى حق ات رو بگيرى!" ... نگرشى كه متاسفانه امروز در حكم قانونى نانوشته و البته_  با تاسف بيشتر _ شيوه اى غالبا موفق! در جامعه جارى ست. نگرشى بسيار عقب مانده و مخرّب كه كشور ما را متاسفانه به دومين كشورِ عصبانى جهان بدل كرده است ... _____________________

پى نوشت: كاش روزى "شجاعان" را در ميان مهربان ترين ها جستجو كنيم نه عصبانى ترين ها ... و كاش راه هاى درست، مودبانه و منطقى براى رسيدن به حقوق مان موثر تَر و موفق تَر از  عصبانيت و  داد زدن  شود ... class=
🌿 كاش عصبانى نمى بوديم ... در دو شب گذشته حضورِ دو شخصيتِ صاحب نامِ هنرمند و ورزشكار را در دو تريبون مهم و پرمخاطب شاهد بوديم كه بدون در نظر گرفتن اينكه اساسا تا چه حد انتقادات ايشان وارد و برحق بوده يا نبوده _ چراكه اشرافِ كامل به موضوع ندارم و درباره ى حرف هاى ايشان و نيز قصد و نيات شان از طرح مسئله كه حتما متفاوت بوده نمى توانم اظهار نظر كنم _ مى خواهم به نكته اى مشترك درباره ى هر دو عزيز اشاره كنم و آن هم "عصبانيتِ" آشكار و پنهان آنها در هنگام ارايه ى نظرات شان بود. "عصبانيت" موضوعى ست كه جامعه ى ما از آن بسيار رنج برده و مى برد، ريشه ى بسيارى از معضلات است و هر روزه مى شنويم كه در سطح جامعه موجبِ رخ دادن فجايعى غيرقابل جبران مى شود. اى كاش بزرگان _ سلبريتى هاىِ _ ما با رفتار و منش خود كه با وجود فضاى مجازى در زير ذره بينِ مردم به دقت ديده مى شود، الگويى براى صفتِ انسانىِ "كنترلِ خشم" باشند و نه كسانى در راه تاييد اين نگرش كه " تو اين روزگار فقط با عصبانيت و داد و بيداد مى تونى حق ات رو بگيرى!" ... نگرشى كه متاسفانه امروز در حكم قانونى نانوشته و البته_ با تاسف بيشتر _ شيوه اى غالبا موفق! در جامعه جارى ست. نگرشى بسيار عقب مانده و مخرّب كه كشور ما را متاسفانه به دومين كشورِ عصبانى جهان بدل كرده است ... _____________________ پى نوشت: كاش روزى "شجاعان" را در ميان مهربان ترين ها جستجو كنيم نه عصبانى ترين ها ... و كاش راه هاى درست، مودبانه و منطقى براى رسيدن به حقوق مان موثر تَر و موفق تَر از عصبانيت و داد زدن شود ...



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران