چیستا یثربی #خواب_گل_سرخ#هفدهم#چیستا
فرمانده لینچان کدام بودیم؟سر میز ناهارکه همه مثل قهر کرده ها؛ساکت بودیم؛فقط عسل گاهی حرف میزد و کسی هم جوابش را نمیداد!مینا برنگشته بود؛صبح زود رفته بود؛مریم هم نمیدانست کجاست!
بی خداحافظی غیبش زده بود! من بیخودی مثل ذوق زده ها؛ برای مادرم آب میریختم ؛ و سبزی خوردن جلویش میگذاشتم.گاهی حواسش نبودو از خوراکی که من مقابلش گذاشته بودم میخورد؛ اما معلوم بود جلوی محسن معذب است؛مدام روسری اش راجلوتر میکشید؛محسن میفهمید؛خودش هم معذب بود؛
مثل بچه های ترسیده که کار خلافی کرده باشد؛با چنگالش ور میرفت؛نزدیک بود یکبار چنگال را در چشمش کند!اما غذا نمیخورد!میخواستم دادبزنم:اوی؛مفول!چنگال ندیدی؟!میخوای باش موهاتوشونه کنی؟
مریم نگران بودکه چراحامد زنگ نمیزد! میترسید با صاحبخانه حرفشان شده باشد؛ اما  صدایی ازطبقه ی پایین نمیآمد؛آخر؛ دیگرمریم طاقت نیاورد؛به عسل گفت :یه سر برو پایین پیش عمو حامد!دربزن؛بگو مارسیدیم؛اگه گفت مامانت کو؟بگو خرید کرده؛دارن وسایلو میارن بالا!ببین عمو حامدت داره چیکار میکنه؟خب؟!
مطمین نبودم نقشه ی درستی باشد.محسن هم بانگرانی نگاه کرد؛خواست چیزی بگوید؛اما جلوی خودش راگرفت؛عسل رفت تا ماموریت مادرش را انجام دهد؛ما همه؛پشت در نیمه بازخانه مان جمع شده بودیم؛حس کردم زن همسایه ام!حال جاسوسی شیرین بود؛اگرجاسوس خودت باشی؛نه طعمه!داشتم حال خوش زن همسایه را میفهمیدم!سرک کشیدنهایش را از لای در و آن بالا آمدنش را با پای برهنه از پله ها تا پاگرد طبقات؛برای دید زدن و کثیفی پاهایش!
کفش صدا میکرد؛ جاسوسی؛ پابرهنه شیرین تر بود!محسن تا آمدسرک بکشد؛گفتم:شماکنار آقا!مگه نمیبینی دو تاخانم وایسادن اینجا؟!مادرم رفته بودکه بخوابد؛محسن از لحن من جا خورد!گفت:شما دیروزکه خیلی مودب بودی!گفتم:پامو یه نفر داغون نکرده بود؛ بعدم فکر کنه عاشقشم!گفت:موقع یادگیری پیش میاد؛به من چه؟ گفتم:تو مسول من بودی!یعنی چی پیش میاد؟پس شما اونجا چکار میکردی؟مگه معلم نباید مراقب شاگردای نوآموزش باشه!شاید بدتون نمیآمد من بیفتم؟!زیر لب؛ ناسزایی گفت؛اما من نشنیدم؛چون عسل داشت بالا میآمد و در راه پله داد میزد:بازی میکنن...
دارن والیبال میکنن! مادرش او را داخل کشید؛در رابستیم؛مادرش گفت:عزیزم یواشتر!الان زن پایینی،میفهمه اومدی بالا؛زنگ میزنه به صاحبخونه!
گفتم:خب میگیم خونه رو وارد نبوده!
مریم گفت:بابا دیگه فرق طبقه بالا و پایینو میفهمه که بچه ی این سنی! محسن گفت: اینا مهم نیست!کیا والیبال بازی میکردن؟عسل گفت:عمو حامد یه توپ داده دست اون آقا چاقه؛داره بش یاد میده توپو هی بزنه به دیوار!... class=
#خواب_گل_سرخ#هفدهم#چیستا فرمانده لینچان کدام بودیم؟سر میز ناهارکه همه مثل قهر کرده ها؛ساکت بودیم؛فقط عسل گاهی حرف میزد و کسی هم جوابش را نمیداد!مینا برنگشته بود؛صبح زود رفته بود؛مریم هم نمیدانست کجاست! بی خداحافظی غیبش زده بود! من بیخودی مثل ذوق زده ها؛ برای مادرم آب میریختم ؛ و سبزی خوردن جلویش میگذاشتم.گاهی حواسش نبودو از خوراکی که من مقابلش گذاشته بودم میخورد؛ اما معلوم بود جلوی محسن معذب است؛مدام روسری اش راجلوتر میکشید؛محسن میفهمید؛خودش هم معذب بود؛ مثل بچه های ترسیده که کار خلافی کرده باشد؛با چنگالش ور میرفت؛نزدیک بود یکبار چنگال را در چشمش کند!اما غذا نمیخورد!میخواستم دادبزنم:اوی؛مفول!چنگال ندیدی؟!میخوای باش موهاتوشونه کنی؟ مریم نگران بودکه چراحامد زنگ نمیزد! میترسید با صاحبخانه حرفشان شده باشد؛ اما صدایی ازطبقه ی پایین نمیآمد؛آخر؛ دیگرمریم طاقت نیاورد؛به عسل گفت :یه سر برو پایین پیش عمو حامد!دربزن؛بگو مارسیدیم؛اگه گفت مامانت کو؟بگو خرید کرده؛دارن وسایلو میارن بالا!ببین عمو حامدت داره چیکار میکنه؟خب؟! مطمین نبودم نقشه ی درستی باشد.محسن هم بانگرانی نگاه کرد؛خواست چیزی بگوید؛اما جلوی خودش راگرفت؛عسل رفت تا ماموریت مادرش را انجام دهد؛ما همه؛پشت در نیمه بازخانه مان جمع شده بودیم؛حس کردم زن همسایه ام!حال جاسوسی شیرین بود؛اگرجاسوس خودت باشی؛نه طعمه!داشتم حال خوش زن همسایه را میفهمیدم!سرک کشیدنهایش را از لای در و آن بالا آمدنش را با پای برهنه از پله ها تا پاگرد طبقات؛برای دید زدن و کثیفی پاهایش! کفش صدا میکرد؛ جاسوسی؛ پابرهنه شیرین تر بود!محسن تا آمدسرک بکشد؛گفتم:شماکنار آقا!مگه نمیبینی دو تاخانم وایسادن اینجا؟!مادرم رفته بودکه بخوابد؛محسن از لحن من جا خورد!گفت:شما دیروزکه خیلی مودب بودی!گفتم:پامو یه نفر داغون نکرده بود؛ بعدم فکر کنه عاشقشم!گفت:موقع یادگیری پیش میاد؛به من چه؟ گفتم:تو مسول من بودی!یعنی چی پیش میاد؟پس شما اونجا چکار میکردی؟مگه معلم نباید مراقب شاگردای نوآموزش باشه!شاید بدتون نمیآمد من بیفتم؟!زیر لب؛ ناسزایی گفت؛اما من نشنیدم؛چون عسل داشت بالا میآمد و در راه پله داد میزد:بازی میکنن... دارن والیبال میکنن! مادرش او را داخل کشید؛در رابستیم؛مادرش گفت:عزیزم یواشتر!الان زن پایینی،میفهمه اومدی بالا؛زنگ میزنه به صاحبخونه! گفتم:خب میگیم خونه رو وارد نبوده! مریم گفت:بابا دیگه فرق طبقه بالا و پایینو میفهمه که بچه ی این سنی! محسن گفت: اینا مهم نیست!کیا والیبال بازی میکردن؟عسل گفت:عمو حامد یه توپ داده دست اون آقا چاقه؛داره بش یاد میده توپو هی بزنه به دیوار!...



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران


samaneaghajani.2266
😍😍😍😍😍


mahsamohammadkhani
درودها♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

afrodit8888
💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

ehyadehghanzadeh
زیبا بود مثل همیشه عالی بود خسته نباشید

falnamezartosht
دلم برا محسن میسوزه خیلی باش بد رفتار میکنه.

vahide_razmi
@yasrebi_chista یاد صحنه ی شونه کردن توی #او_یک_زن افتادم

jinousazarakhsh
عالي بود خانم يثربي

yasrebi_chista
@maryamm_hajizadeh ظ♥♥♥♥

yasrebi_chista
@mitra_charani ♥♥♥

mitra_charani
عاااالی... قلمت مانا باد

maryamm_hajizadeh
وای چقد خوب بود چنگالو میکرد تو چشمش و اوی مغول میخوای با چنگال موهاتو شونه کنی قوانین خونه عالی بود


rastin2040
@blllllllack___ssssswan شرط بندی دوست ندارم

yasrebi_chista
@maneli32 صبح که پست قصه اومده بود عزیز

yasrebi_chista
@niloo.far91 ♥

yasrebi_chista
@nasrin_z05 خواهش گلم

yasrebi_chista
@zynb1819 بیشک...اینکارو میکنم.از کسی هم خوشم بیادداستانش میکنم

fsh1_160
💜💜💜💜

74nina
من اول از تلگرام خوندم . آقا حامد هم باحاله با یارو داره توپ بازی میکنه😂😂😂

ghatrehbaran_taranom
❤️❤️❤️👍🏻

mikhak874998
هعیییی، زندگی بعضیا چه پر استرس و پر ماجرا و زندگی بعضیا مث من یکنواخت و کسل کننده،چقدر زندگیا باهم فرق میکنه

mahtab_nmkh
🙏🙏🙏🙏🙏❤❤❤❤❤


sarasajad114
بسیارعالی

f_ascary
احسنت ...

rastin2040
@blllllllack___ssssswan نه خیرم زیاد خوشبین نباش

nafas.mkh
عالي بود . ممنون بانو. خدا قوت🙏🙏🙏

saharjs1__8
@yasrebi_chista 💞

blllllllack___ssssswan
@yasrebi_chista اقا من عاشق این مانا هستم ،،اییییییی جون میده یکی را کِنف کنی ،،حال میکنم ، این محسنه ،سیاه میشه ،،،جوووونم مانا ،، حالشو بگیییر اساسی ،،،،هواتو داره چیستا جووون ، دم هر دوتاتون گرم گرم ،هم مانا هم چیستا،،☺u☺u☺u☺u👌u👌u👌

ghazaal__h
چه عجیب😀والیبال😁تو این وضعیت ...و ابن حامده عجیب😄😃

afsaneh_sistani
👍🏻❤❤

nazi.1976
اون ساختمون یه جوری مثل ساختمون ما هست پایین صدا باشه بی یرو صدا از بالا میان تو راه پله ها و بالعکس راستش خودم یه بار داشتم میرفتم بیرون از بالا صدا ششنیدم یواش رفتم تو راه پله اینقدر حرفهای جالب شنیدم از دوتا زن فضول همسایه بعد یادموافتاد خودم هم دارم فضولی میکنم سریع اومدم پایین تا کسی ندیده راستش راجعه به مشکلات ساختمون بود بیشتر ولی خوب چیزهایی دستیگرم شد ا اینکه به روی ادم یه جیزی میگفتن و پشت سر آدم یه جیز دیگه . بعضی وقتا این فضولی ها بد نیستاااااا

nazi.1976
خیلی دلم میخواد از زن همسایه بیشتر بگید


saeideh_heidari
بقیه جملات جا نشده معلومه ایشالا تو کانال کاملتر میزارید میخونیم...

rastin2040
@yasrebi_chista قصه گو قصه بگو یعنی میدونین چی باحاله؟اینکه بعد درس خوندن ببینم شما پست دارین کانال لاو

taraziaie
سپاس بانو 😍😍😙

yasrebi_chista
@baran6469 پس اماده باشی ..برای اتفاقای والیبالی

adenaaaa.94
منم دوست دارم گاهی مث زن همسایه بشم جاسوسی کنم اما بد جنسی نه جاسوسی بی درد سر،یعنی میتونم؟ممنون خانم یثربی واسه چند لحظه هم که شده لبخند به لبامون میارین@yasrebi_chista

yektakalhor72
@yasrebi_chista خوابى را ببين كه تعبير نشود !چه خوب بود عزيز دل 🌹🌹🌹

najmeh__a.s.a
ممنون بابت زحماتتون‌.خیلی خوب بود مخصوصا توصیف جاسوسی با پای برهنه

farahnazmalekpour
عمو حامد چه شخصیت خاصی داره 👍☘💚💚💚💚

sharifi.m198
😮😮😮😮

somayyeh_saj
👍👌👍


sedighehazimi48
عالی استاد

mohannaz299
با پیش رفتن داستان ،سوالات زیادی برام پیش میاد ،جالبه که توی هر قسمت جواب بعضی سوالاتم رو میگیرم ،مرسی که هستین ❤❤❤

sa60s.sh
Awlii mesle hamishe

leila.sharify
ممنون بانو

roja2545
قلمتون مانا ونویسا بانو جان

manijeh.habibi
باتشکر ازشما

lili3427
خیلی زیبا بود خانوم دکتر، داستان کشش عجیبی داره، خسته نباشید

nammo_03
@sowgnd_m :)))

malihe_bjkhan
سپاس🌹🌹🌹

yalda_macki
سلام خانم دکتر عزیز. یکی از دوستانی که اونهم قصه هاش رو توی اینستاگرام مینویسه ادامه داستان رو تا جایی که لازم هست در کامنت اول مینویسه. چون همیشه شما این مشکل کمبود فضا برای نوشتن در اینستا رو دارین گفتم شاید پیشنهاد بدی نباشه


denizn080
سپاس و درود

rezajoon1190
درود زیبا رو...

farzanesh8588
عاشق حرف زدن مانا با محسنم.خیلی خوبه.توصیف حس جاسوسی هم خیلی خوب بود.راستی اینکه چرا مادر مانا ازدستش چیزی نمیخوره رو جلوتر میفهمیم؟صبور باشم نه

bahar__kml
قلمتان پایدار بانو جان😚😚

adinehdelrish
ممنون بابت داستان عالیتون

alireza_nafasmaman
سلام و عرض ادب بانوی عزیز

tayebe.sajedi
درود بر شما،ممنون که اهمیت میدی ووقت میذاری.

ganjeinahid
عالی بود ممنونتیم،چیستای عزیز

__taranh
ممنون خانم یثربی عزیز باوجود مشغله ی زیاد بازم قسمت جدید رمان رومیذارید

h___m___a
خیلیم عالی 💋💋💋


zahrammk
عالی بانو جان مرسی 💗💗💗

fereshte2m
سلام صبح بخیر. عالی مثل همیشه. خسته نباشید.💕👍🍂🍁

fariba.jam.m
سلام چيستاي عزيزخداقوت❤️رفتارهاي عسل درخواب گل سرخ منو يادبچگي نيايش ميندازه😀😉

onlyfahimeh
سلام و ممنون استاد عزیز

mn_zohreh
@yasrebi_chista سلام صبح بخیر روزخوبی روبرایتون آرزو میکنم چیستای عزیز وگرامی پایدارباشید❤❤❤❤❤❤❤❤

gsh364
مثل همیشه عالی بانو جان 😍😍🤗😘

asma.6121
قلمتان مانا بانوجان😘😘😘💜

zahra.karimia.7
صبح بخیر😊خسته نباشید💕

leilagholami5325
بانو ممنون.عاشق دیالوگ های نمایش شب هستم .انگار همه دیالوگ ها رو واسه من گفته.😍😍😍😙😙😙

narcissus1400
ممنون چیستا جان برقرار باشی ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤


zivar.s_53
چه جالب،و آرامش میتونه بهترین راه حل باشه،سپاس بانوی مهربان و درودها بر شما

rozarasooli
ممنون چیستا بانوی مهربان، دست و فکر خلاق شما درد نکنه، یه دو قسمته که خیلی آروم داره میگذره میدونم یهو به دست و فکر توانای شما یه اتفاقی تو داستان میفته که همگی ۳ متر بپریم بالا! 😊🙏🌹

azadeh.as
چه جالب بود اين قسمت 😀

elansarilari
ممنون بانو چيستا @yasrebi_chista

parissa_pedram
سلام ممنون از ادامه ی داستان سپاس 😙😙😙😙

akram.shakibaa
سلام صبح قشنگتون بخیروخوشی،چیستای عزیزم🌹🌿🌹🌿

mohammad.shirinzadeh
سلام چیستا من مصاحبتو با آزاده نامداری دیدم بنظرم بهت نمیخوره انقد آدم احساسی باشی تو شعرات چون این شعرا با اون چیزی که من از تو دیدم فرق داشت تو با این جمله موافقی هر چی دروغگو تر باشی شاعر تری

z_sh94
❤❤❤سپاس

_zahra_180
اخه چرا اینقدر همیشه خوبید.فکر و روحه ادمو با داستاناتون یه جا دیگه میبرید.دقیقا وسطه خوده داستان...😘

gorji_mah
سپاس بانوی جان.❤❤🌷🌷


anisehsadri
هزاران درود و خدا قوت خانم یثربی عزیز. واقعا ممنون که با وجود مشغله های زیادتان، مخصوصا درگیریهای تمرین تاتر، سهم ما طرفدارانتان را از قصه شبانه، کم نمیکنید و هر قسمت را جذابتر و خواندنی تر از قسمت قبل ارایه میکنید. ممنون. خدا قوت. 😘😘😘

afsanehnasiryrad
در هر قسمت اتفاق خاصی نمی افته...

sara.sotou
😘😍😗

sara.sotou
.

mn_zohreh
@yasrebi_chista خیلی زیبا ممنون❤❤❤❤❤❤❤❤

maryam_aran61
عالی.منتظر کاملترش از کانالم.خسته نباشی

maneli32
مثلن من از کامنت گذاشتن قهرماااااا

maneli32
سلام، ممنون.

manikeshavarz
شبت بخیر..❤❤❤

e.faramarzi_2015
داستان داره جالب و جالبترمیشه.مرسی بانوی عزیز...


dorna_dordone
عجب! آقا حامد داستان به قول معروف مهره ی مار دارن😄😄 از همون ابتدای داستان شخصیت حامد برام یه چیز جالب و دوست داشتنی بود و محوریت داشت😊 خیلی قشنگ و روون و جذاب مثل خودتون😘😘

e.poyand
@yasrebi_chista ممنون از شما بابت داستان زیبایتان

yasrebi_chista
@fateme.fhf @e.poyand @ghoghnus.ss ♥♥♥♥♥

yasrebi_chista
@z.sadat.a21 ♥

yasrebi_chista
@sepide.bikaran ♥♥♥♥♥

sepide.bikaran
این ترانه ی زیبای جرج مایکل رو خیلی دوست دارم .روحش شاد .ممنون برای ترانه های زیبایی که انتخاب میکنید و توی کانال میزارید.💕💕

z.sadat.a21
واااای عجب سوپرایزی😍حال روحی خوبی نداشتم اما تا دیدم این قسمت داستان اومده خنده بر لب هایم نشست..سپاس خداقوت بانو.😘

yasrebi_chista
@parvin_adine منم#اناکارنیناهم

parvin_adine
@yasrebi_chisمنکه ترجیح میدم یه بار حتی بیشتر غرورمو بشکنم بخاطرعشقم اما یک عمر حسرت نخورم که اگه غرورمو میشکستم شاید الان داشتمش .😊

parvin_adine
@sedighnazari لایک واقعا..مثلا اگه میشد کلشو امشب میفهمیدیم انقد خوب میشدا 😍😍


parvin_adine
@rastin2040 ما دخترا اگه اینجوری احساسی نبودیم ک این وضعمون نبود .ماک خودمونو نکرفتیم بذار مانا بگیره 😞

sedighnazari
کاش میشد هرقسمت طولانیترباشه

rastin2040
@yasrebi_chista خب دیگه فهمید قول میده پسر خوبی باشه دلم میسوزه ضدحال میزنه محسن طفلک گناهی نداره

manydana
@mahnoushnsr ببخشيد نازنين بانو دلتونو آب كردم حالا عجالتاً اين چاي مجازي رو از طرف من قبول كنيد☕️🍰

yasrebi_chista
@khoshagomnaman.pv ♥♥♥♥

yasrebi_chista
@marjan.goodarzi @momen.f_63 @akram.shakibaa درود/ممنون ب برای خواندن قصه و گوش دادن آهنگ کانال و بله.یادش بخیر/خوش باشد آن دنیا

khoshagomnaman.pv
دلم شور مادر مانا رو میزنه نمیدونم چرا

momen.f_63
عالی بود بانو ،،، خدا قوت عزیزم که با تمام خستگی روزانه باز هم زیبا پر هیجان مینویسید؛پایدار باشید و سربلند 🌹🌹🌹🌹🌹

yasrebi_chista
@azadeh_maghami713 ♥

azadeh_maghami713
خسته نباشید عالی بود 👏👏👏


yasrebi_chista
@maryyyyami ♥

maryyyyami
جیستای زیبا

maryam.ebrahimzad
درووووود بر شما بانو😍

sepide.bikaran
پاینده باشید مهربانوی قلم.💕💕💕

anita_zandiiii
قربونتون برم تمام قد❤❤❤❤

yasrebi_chista
@cafe_fiero ♥♥

nersa205
ممنون عزیز دوست داشتنی

arghavan.kian9372
@yasrebi_chista عزیز دل مایید😘😘😘😘

farnazkarb
ممنون بانو جان،خدا قوت❤❤

yasrebi_chista
@anita_zandiiii @arghavan.kian9372 ممنون عزیزان♥♥مرسی که بیدارید


fahime_g
🙏🏼🙏🏼❤️❤️

ranatrious
کی چاپ میشه؟

banooieshomal
خدا قوت بانو خسته نباشيد كه تا اين موقع بيدار مونديد كه براي ما قصه بنويسيد

seyedmohammadseyedsad
ببخشید اشتباه تایپی است شماست صحیح است

morteza5387
اخرش عاشق مغول میخواد شه منم حرصم دربیادا هخخخخخ

a.l.a.a.4
قدردان همه وقت گذاشتن و محبتاتون هستم 😘💚💙@yasrebi_chista

laylaboroon
سپاس ها و خدا قوت ها خانم دکتر جانِ نازنین

sabrighanbari9713
خسته نباشيد خداقوت آقاچاقه☹️️