مجید اخشابی امروز با غزلى از ابوسعيد ابوالخير:

حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای
گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای
گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟
گفت: یا کوریست یا کریست یا دیوانه‌ای
گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟
گفت: یا برقیست یا شمعیست یا پروانه‌ای
بر مثال قطرهٔ برفست در فصل تموز
هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای؟
یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار
هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای؟
فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان
حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانه‌ای
گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: 
آدمی را سنگ و شیشه، چرخ چون دیوانه‌ای
نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است
هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای؟ class=
امروز با غزلى از ابوسعيد ابوالخير: حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟ گفت: یا کوریست یا کریست یا دیوانه‌ای گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟ گفت: یا برقیست یا شمعیست یا پروانه‌ای بر مثال قطرهٔ برفست در فصل تموز هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای؟ یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای؟ فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانه‌ای گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: آدمی را سنگ و شیشه، چرخ چون دیوانه‌ای نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای؟



ثبت دیدگاه شما