حسین پاکدل ...
حضرت‌اشرف: می‌نویسم؛ زرگر و زردوز و زرتاب، شب و روز مُتَصّل در کارند... به اَشکال و نقشه‌ها در تدارک البسه و پرده‌جات‌... یک‌یک از نظر همایونی می‌گذرد، خودشان به میلِ مبارک ساخته‌ها را وارسی، دوخته‌ها را شکافته، دوزندگان را جِرواجر کرده خود طرح نو درمی‌اندازند...
...
بخشى از ديالوگ"كابوسِ حضرت اشرف"
...
عكس را سينا جعفريه عزيز، بى خبر و يواشكى برداشته بود از حقير، همين ديروز پريروز در كافه كتاب نشر ثالث
.
. class=
... حضرت‌اشرف: می‌نویسم؛ زرگر و زردوز و زرتاب، شب و روز مُتَصّل در کارند... به اَشکال و نقشه‌ها در تدارک البسه و پرده‌جات‌... یک‌یک از نظر همایونی می‌گذرد، خودشان به میلِ مبارک ساخته‌ها را وارسی، دوخته‌ها را شکافته، دوزندگان را جِرواجر کرده خود طرح نو درمی‌اندازند... ... بخشى از ديالوگ"كابوسِ حضرت اشرف" ... عكس را سينا جعفريه عزيز، بى خبر و يواشكى برداشته بود از حقير، همين ديروز پريروز در كافه كتاب نشر ثالث . .



ثبت دیدگاه شما