سجاد افشاریان گفتم تو آغاز انهدام بودى 
چشمانت نم نشست 
گفتم همين اين شكلى كه مى شوى 
به طرحِ زيبايى ِ مُدام 
انگار عليزاده وُ كلهر وُ لطفى 
در جانِ من زخمه مى زنند 
باران آمد 
گفتم كاش كه اى كاش معادل دوستت دارم 
هزاران كلام ديگر بود 
تا با هر هزار بخوانمت 
آغوش عاشقانه ترينِ كلمات شد 
آهسته بر لاله ىِ گوشت اجازه خواستم 
گفتم مى دانم 
تكرارى شده اما يك بار فقط يك بار ديگر بگويمت 
شب شيه كشيد وُ اسبى سياه شد 
گفتم دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم 
باد يال هايش را روىِ صورتم پخش مى كرد 
و پر كشيديم 
بر ابر هاىِ آسمانى 
كه ما عاشقانه اش ساخته بوديم 
دوست داشتن و دوستت داشتن 
اولين مخترعان پرواز بودند 
اصلا همين دوست داشتن تو 
ويزاىِ اقامتِ تمام كشورهاىِ جهان است 
كافيست بر اقامه تو نيت كنيم 
دوستت دارم 
و مقيم حرم يار شويم ...
| سجاد افشاريان | class=
گفتم تو آغاز انهدام بودى چشمانت نم نشست گفتم همين اين شكلى كه مى شوى به طرحِ زيبايى ِ مُدام انگار عليزاده وُ كلهر وُ لطفى در جانِ من زخمه مى زنند باران آمد گفتم كاش كه اى كاش معادل دوستت دارم هزاران كلام ديگر بود تا با هر هزار بخوانمت آغوش عاشقانه ترينِ كلمات شد آهسته بر لاله ىِ گوشت اجازه خواستم گفتم مى دانم تكرارى شده اما يك بار فقط يك بار ديگر بگويمت شب شيه كشيد وُ اسبى سياه شد گفتم دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم باد يال هايش را روىِ صورتم پخش مى كرد و پر كشيديم بر ابر هاىِ آسمانى كه ما عاشقانه اش ساخته بوديم دوست داشتن و دوستت داشتن اولين مخترعان پرواز بودند اصلا همين دوست داشتن تو ويزاىِ اقامتِ تمام كشورهاىِ جهان است كافيست بر اقامه تو نيت كنيم دوستت دارم و مقيم حرم يار شويم ... | سجاد افشاريان |



ثبت دیدگاه شما