کورش سلیمانی 🌿
اين نامه براى عارف است اما شما هم مى توانيد بخوانيدش .... ___________________________________

سلام داش عارف، تولدت مبارك رفيق ... كاش اين روزها تولدت را در دل جشنواره ى فيلم فجر جشن مى گرفتيم. كاش الان و در اين شب تاريك به عوضِ اينكه در زير خاك و در دشت سردِ سيمينه خوابيده باشى در نقشى شايسته و فيلمى خوب شاهد هنرنمايى ات در جشنواره بوديم ... بعد از فيلم هم با حرف ها و حضور وزين ات به همه نشان مى دادى با چه درك و دانشى بازى مى كنى، نشان مى دادى بازى و هنرنمايى تو پشتوانه سالها تلاش و هنرمندى و تحملِ سختى ها را با خود دارد ... چه مى شد مگر كه اين سينما تو را هم مى ديد؟ تو هيچ كم نداشتى و مى دانم با توانايى بازيگرى ات هر نقشى را عالى مى توانستى بازى كنى ... اما چرا كسى به ياد تو نيافتاد؟ مگر آن نقش هاى معدودى كه به تو داده بودند را عالى بازى نكرده بودى؟ پس چرا نشد؟ ... شايد چون تو نمى خواستى آدمِ كسى بشوى، نمى خواستى بيهوده مجيز كسى را بگويى، شايد براى اينكه در همه ى اين سالها روى پاى خودت ايستاده بودى و كار و نقش را گدايى نكردى، بيكار هم كه مى شدى سربلند بودى، مستند مى ساختى، تئاتر كار مى كردى، اما خودت را براى احدى كوچك نكردى و هرگز از اصل خودت دور نشدى تا تو را هم به بازى راه دهند ... شايد براى اين بود كه تو درس خوانده بودى، باسواد و با بينش بودى، كتاب مى خواندى، غرور يك مردِ كرد را در جان ات داشتى ... شايد براى اينكه از زمانى كه نوجوان بودى در كرمانشاه عاشق تئاتر و بازى بودى آن سان كه ما ديديم ... نمى دانم اما اين ها كه عيب نبود تا بخواهند تو را از عشق ات باز دارند ... افسوس و افسوس ... بگذريم ... امروز اگر بودى از مرز ٤٥ مى گذشتى و اين زمان، زمانِ بلوغ و جوشش يك هنرمند است نه در دل خاك خفتن اش ... عارف جان اوضاع هنوز همان است كه بارها درباره اش حرف زديم، به همان بى دروپيكرى ... و هنوز دستگيرم نشده كه چرا اين سينما آن گونه كه شايسته ى بازيگر توانمندى چون تو بود قدر تو را ندانست ... بازهم تولدت مبارك و ... روحت شاد رفيق ... 🌹🌹🌹
#كرمانشاه 
#عارف_لرستانی class=
🌿 اين نامه براى عارف است اما شما هم مى توانيد بخوانيدش .... ___________________________________ سلام داش عارف، تولدت مبارك رفيق ... كاش اين روزها تولدت را در دل جشنواره ى فيلم فجر جشن مى گرفتيم. كاش الان و در اين شب تاريك به عوضِ اينكه در زير خاك و در دشت سردِ سيمينه خوابيده باشى در نقشى شايسته و فيلمى خوب شاهد هنرنمايى ات در جشنواره بوديم ... بعد از فيلم هم با حرف ها و حضور وزين ات به همه نشان مى دادى با چه درك و دانشى بازى مى كنى، نشان مى دادى بازى و هنرنمايى تو پشتوانه سالها تلاش و هنرمندى و تحملِ سختى ها را با خود دارد ... چه مى شد مگر كه اين سينما تو را هم مى ديد؟ تو هيچ كم نداشتى و مى دانم با توانايى بازيگرى ات هر نقشى را عالى مى توانستى بازى كنى ... اما چرا كسى به ياد تو نيافتاد؟ مگر آن نقش هاى معدودى كه به تو داده بودند را عالى بازى نكرده بودى؟ پس چرا نشد؟ ... شايد چون تو نمى خواستى آدمِ كسى بشوى، نمى خواستى بيهوده مجيز كسى را بگويى، شايد براى اينكه در همه ى اين سالها روى پاى خودت ايستاده بودى و كار و نقش را گدايى نكردى، بيكار هم كه مى شدى سربلند بودى، مستند مى ساختى، تئاتر كار مى كردى، اما خودت را براى احدى كوچك نكردى و هرگز از اصل خودت دور نشدى تا تو را هم به بازى راه دهند ... شايد براى اين بود كه تو درس خوانده بودى، باسواد و با بينش بودى، كتاب مى خواندى، غرور يك مردِ كرد را در جان ات داشتى ... شايد براى اينكه از زمانى كه نوجوان بودى در كرمانشاه عاشق تئاتر و بازى بودى آن سان كه ما ديديم ... نمى دانم اما اين ها كه عيب نبود تا بخواهند تو را از عشق ات باز دارند ... افسوس و افسوس ... بگذريم ... امروز اگر بودى از مرز ٤٥ مى گذشتى و اين زمان، زمانِ بلوغ و جوشش يك هنرمند است نه در دل خاك خفتن اش ... عارف جان اوضاع هنوز همان است كه بارها درباره اش حرف زديم، به همان بى دروپيكرى ... و هنوز دستگيرم نشده كه چرا اين سينما آن گونه كه شايسته ى بازيگر توانمندى چون تو بود قدر تو را ندانست ... بازهم تولدت مبارك و ... روحت شاد رفيق ... 🌹🌹🌹 #كرمانشاه #عارف_لرستانی



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران