پرستو گلستانی خیلی خسته ام رییس، خسته از این راه ، مثل  پرستوی تنها زیر بارون. خسته ام از این که نمیدونم از کجا اومدم و کجا قراره برم ، از همه بیشتر انقدر خسته ام از زشتی های این آدما .اینکه تو  دنيا همدیگه رو اذیت میکنن، خسته از تمام درد هایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم، هر روز دردهام بیشتر میشه. درد تو سرم مثل خرده های شیشه ست، تمام مدت. انگار تو سرم خرده شیشه ریختن.می تونین بفهمین؟ class=
خیلی خسته ام رییس، خسته از این راه ، مثل پرستوی تنها زیر بارون. خسته ام از این که نمیدونم از کجا اومدم و کجا قراره برم ، از همه بیشتر انقدر خسته ام از زشتی های این آدما .اینکه تو دنيا همدیگه رو اذیت میکنن، خسته از تمام درد هایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم، هر روز دردهام بیشتر میشه. درد تو سرم مثل خرده های شیشه ست، تمام مدت. انگار تو سرم خرده شیشه ریختن.می تونین بفهمین؟



ثبت دیدگاه شما