کورش سلیمانی 📺
براى اولين سكانسِ بازى ما، ابتدا عباس شوقى عزيز كه مسئول جلوه هاى ويژه بود دشت بزرگ و سرسبزى را با دستيارانش حسابى مه داد ... همه جا را مه گرفت؛ حركت ... و ما، يعنى من و رزمندگان همراهم كه روزگارى هم رزم ايليا بوديم از دل مه با جيپ نظامى به سمت ايليا با بازى خسرو شكيبايى، مى آمديم. اين اولين سكانسى بود كه در مقابل ايشان بازى مى كردم، دلشوره داشتم و كمى هراس گرچه آرزوى ديرينه ام را محقق شده مى ديدم ... به ايشان رسيديم، پياده شديم، يكديگر را از پس سالها دورى در آغوش كشيديم و ... كات ... يكباره صداى زيباىِ خسرو شكيبايى نازنين را شنيدم كه به حسين ليالستانى مى گفت كه " حسين جان اين ها چقدر خوب اند، چقدر حس خوبى به من منتقل كردند، چقدر نگاه شان حس داشت، چقدر درست اند ..." و در ادامه بازهم كلى تشويق و تحسين ما ... با اينكه مى دانستيم نظر ايشان از سر لطف بى حد بوده و ما خيلى هم كار خاصى نكرده ايم اما خب باورمان شد و خدا مى داند چقدر خوشحال شديم و چه اعتماد به نفسى براى ادامه ى كار پيدا كرديم ... و اين روند هرگز تا شش ماه بعد كه فيلمبردارى تمام شد، متوقف نشد و همواره ايشان با مهربانى و سخاوت ما را راهنمايى و تشويق مى كردند ... ________________________
ما كه بى خبريم اما حالا هم هنوز در سينما و تلويزيون خداراشكر همه مان داريم به هم كمك مى كنيم، منفعت طلب و خودبين نيستيم و دست هم را مى گيريم، مگر نه؟! ... ___________________________
سريال آواز مه؛ ١٣٨١_١٣٨٢، كارگردان حسينعلى فلاح ليالستانى ... لاهيجان بوديم، زنده ياد حسين پناهى بزرگ، سيروس گرجستانى، زنده ياد عظيم حوانروح، رحيم نوروزى، هوشنگ هيهاوند، محمد قومى، احسان روناسى،  شيوا پاك نيت، مهرداد نظرى، ثريا قاسمى، كامران فيوضات، انوش حداد، سعيد بيات، فروغ كاخساز، شهلا بهارى و خيلى از همكاران عزيز ديگر هم  بودند ... سريال "آواز مه" تجربه اى بزرگ و فراموش نشدنى براى من است ...در اين عكس علاوه بر جناب استاد خسرو شكيبايى عزيز، فرخ خان نعمتى گرامى و دوستان بازيگر ديگر هم حاضر هستند ... روح خسرو شكيبايى شاد، يادشان گرامى و راه شان  در سينما و تئاتر ايران پر رهرو ... ____________________________
#خسرو_شكيبايى 
#كورش_سليمانى class=
📺 براى اولين سكانسِ بازى ما، ابتدا عباس شوقى عزيز كه مسئول جلوه هاى ويژه بود دشت بزرگ و سرسبزى را با دستيارانش حسابى مه داد ... همه جا را مه گرفت؛ حركت ... و ما، يعنى من و رزمندگان همراهم كه روزگارى هم رزم ايليا بوديم از دل مه با جيپ نظامى به سمت ايليا با بازى خسرو شكيبايى، مى آمديم. اين اولين سكانسى بود كه در مقابل ايشان بازى مى كردم، دلشوره داشتم و كمى هراس گرچه آرزوى ديرينه ام را محقق شده مى ديدم ... به ايشان رسيديم، پياده شديم، يكديگر را از پس سالها دورى در آغوش كشيديم و ... كات ... يكباره صداى زيباىِ خسرو شكيبايى نازنين را شنيدم كه به حسين ليالستانى مى گفت كه " حسين جان اين ها چقدر خوب اند، چقدر حس خوبى به من منتقل كردند، چقدر نگاه شان حس داشت، چقدر درست اند ..." و در ادامه بازهم كلى تشويق و تحسين ما ... با اينكه مى دانستيم نظر ايشان از سر لطف بى حد بوده و ما خيلى هم كار خاصى نكرده ايم اما خب باورمان شد و خدا مى داند چقدر خوشحال شديم و چه اعتماد به نفسى براى ادامه ى كار پيدا كرديم ... و اين روند هرگز تا شش ماه بعد كه فيلمبردارى تمام شد، متوقف نشد و همواره ايشان با مهربانى و سخاوت ما را راهنمايى و تشويق مى كردند ... ________________________ ما كه بى خبريم اما حالا هم هنوز در سينما و تلويزيون خداراشكر همه مان داريم به هم كمك مى كنيم، منفعت طلب و خودبين نيستيم و دست هم را مى گيريم، مگر نه؟! ... ___________________________ سريال آواز مه؛ ١٣٨١_١٣٨٢، كارگردان حسينعلى فلاح ليالستانى ... لاهيجان بوديم، زنده ياد حسين پناهى بزرگ، سيروس گرجستانى، زنده ياد عظيم حوانروح، رحيم نوروزى، هوشنگ هيهاوند، محمد قومى، احسان روناسى، شيوا پاك نيت، مهرداد نظرى، ثريا قاسمى، كامران فيوضات، انوش حداد، سعيد بيات، فروغ كاخساز، شهلا بهارى و خيلى از همكاران عزيز ديگر هم بودند ... سريال "آواز مه" تجربه اى بزرگ و فراموش نشدنى براى من است ...در اين عكس علاوه بر جناب استاد خسرو شكيبايى عزيز، فرخ خان نعمتى گرامى و دوستان بازيگر ديگر هم حاضر هستند ... روح خسرو شكيبايى شاد، يادشان گرامى و راه شان در سينما و تئاتر ايران پر رهرو ... ____________________________ #خسرو_شكيبايى #كورش_سليمانى



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران