مهراب قاسم خانی از صبح پاشدم ديدم بدن درد دارم. اول فكر كردم شب بد خوابيدم. بعد فهميدم نه... چند روزه حرف سياسى نزدم...
آقا من متوجه نميشم... چرا ما به دولتى كه بهش راى داديم غر ميزنيم، اون طرفيا ته روده شون دست افشانى و پايكوبى ميشه؟ مثلاً الان دولت شما راى آورده بود، نفت سر سفره مون بود و دلار برگشته بود زير هزار تومن؟... بله. من به دولت تدبير و اميد راى دادم. الان هم نه به اون اندازه كه توقع داشتم اميدوارم، نه اون تدبيرى رو كه انتظار داشتم ميبينم.  پس طلبكارم. غر ميزنم، نقد ميكنم، عاشق چشم و ابروى كسى هم نيستم... ولى پشيمونم؟ نخير شرمنده. همون هشت سال تجربه دولت بهار براى من يكى كافى بود كه بفهمم نميخوام صد سال سياه مشابه چنين تفكرى حاكم بشه...
پ.ن: عكس هيچ ربطى به متن نداره و از سرى عكساى شبهاى برره ست كه دلم ميخواست بذارمش class=
از صبح پاشدم ديدم بدن درد دارم. اول فكر كردم شب بد خوابيدم. بعد فهميدم نه... چند روزه حرف سياسى نزدم... آقا من متوجه نميشم... چرا ما به دولتى كه بهش راى داديم غر ميزنيم، اون طرفيا ته روده شون دست افشانى و پايكوبى ميشه؟ مثلاً الان دولت شما راى آورده بود، نفت سر سفره مون بود و دلار برگشته بود زير هزار تومن؟... بله. من به دولت تدبير و اميد راى دادم. الان هم نه به اون اندازه كه توقع داشتم اميدوارم، نه اون تدبيرى رو كه انتظار داشتم ميبينم. پس طلبكارم. غر ميزنم، نقد ميكنم، عاشق چشم و ابروى كسى هم نيستم... ولى پشيمونم؟ نخير شرمنده. همون هشت سال تجربه دولت بهار براى من يكى كافى بود كه بفهمم نميخوام صد سال سياه مشابه چنين تفكرى حاكم بشه... پ.ن: عكس هيچ ربطى به متن نداره و از سرى عكساى شبهاى برره ست كه دلم ميخواست بذارمش



ثبت دیدگاه شما

ديدگاه کاربران