ا اندر حكايتِ "خاكِ صحنه خوردن " از دوره ي طفوليٓت ! 😶 همراهان هميشگي ❤️ چند وقت بود مي خواستم به مناسبت يك ميليوني شدن پست بذارم هي وقت نمي شد ! چون دلم مي خواست يك پست متفاوت و جذاب باشه ، بعد تصميم گرفتم براي اولين بار اين فيلم رو از پشت صحنه ي سينمايي " اوينار " براتون بذارم كه هم يه كم به بي خيالي مليكاي ٣ ساله بخندين و هم با مصائب سينما بيشتر آشنا بشين ! 🙄😄 اين فيلم درباره ي بمباران حلبچه ست و ما همه جنگ زده ايم به همين دليل گريممون اين جوريه ، البته كلا بايد يه كم بهداشتي تر مي بود جريان ! ولي خودمونيم واقعا اون موقع امكانات نبود ! مجبور بودن خاك واقعي بريزن تو صورتِ بازيگر !! 😐 همه ي اينا به كنار من عااااشق اون مكالماتِ پس زمينه ام ! بخصوص مامانم كه مي گه نفس بكش تموم شه.. خخخب حالا ديگه نفس نكششش !!! 😳🤐😂❤️❤️❤️ ا اصل مطلب اينكه عزيزان دلم ، واقعا و از ته قلبم ممنونم از اينهمه عشق و مهري كه به من مي دين ❤️ شك نكنين كه انرژي هاي بي نظيرتون تاثير معجزه آسايي روي زندگي من داره و هر وقت روحيه م بٓده با محبت هاي بي دريغ شما از جا بلند مي شم و به زندگي لبخند مي زنم و اينو بدونين كه تك تك كامنت هاتون رو مي خونم ، منو ببخشيد كه به دليل مشغله ي كاري فرصت نمي كنم به همشون جواب بدم ، چند وقتيه كه سعي مي كنم دايركت هاي قشنگتونم بخونم و خيلي دوست دارم جواب همه رو بدم ولي انقدر لطف و محبتتون زياده و وقتِ آزادِ من كم ، كه واقعا جواب دادن به همه غير ممكنه... ولي يادتون نره كه عاشق همتونم و افتخار مي كنم كه همراهاني مثل شما دارم و لذت مي برم از اينهمه محبتي كه در وجودتون موج مي زنه... 💋❤️🙏🏻 خلاصه كه عاشقتونم و يك ميليوني شدنمون مبارك 😌🌹 ا پ ن : در رابطه با لاغري ، عزيزان دلم ممنونم بابت كامنتهاي خوبي كه دادين چه زير پست چه تو دايركت ، همه رو خوندم و انرژي گرفتم و فكر نكنيد توجه نكردم چون اكثر شما عزيزان درباره ي روش لاغريم پرسيده بودين ديدم بايد يك پست اساسي درباره ش بذارم و باز به دليل مشغله ي زياد نشد . فقط خواستم بدونيد كه سوالاتون از يادم نرفته و به زودي جواب همه تون رو در يك پست خواهم داد ❤️💋❤️



ثبت دیدگاه شما